یک روز خوب احتمالا باید روزی شبیه امروز باشه، که بعد ماهها تلاش و کار و درگیری و چالش های بزرگ و کوچیک به دیدن دوستان قدیم میری و اونجا فارغ از تمام چیزهایی که ذهنت رو و حتی قلبت رو درگیر میکنن، بر سر میزی میشینی که صبحانه ای کوستوریکایی انتظارت رو میکشه، اونم درست ساعت دو عصر!!!
پی نوشت: هم طبقه ای کوستوریکایی سابقمون بهمون قول یه صبحونه ی سنتی داده بود و این اون چیزیه که درست سر ساعت دو عصر به عنوان صبحونه بهمون تحویل میده!!!معجونی از برنج و لوبیای پخته، به همراه پیاز و پاپریکای سرخ شده، تخم مرغ پخته و سوسیس، و بخش هیجان انگیز قضیه که پنیر سرخ شده ست...
پی نوشت تر اینکه: غذایی که با اون همه خنده و شادی و سربه سر گذاشتن سومیت خورده بشه، میتونه تا چندین و چند روز سیر نگهت داره...