پرتقالی که اسیر گوشهای دخترکی بود...
اینم تکه هایی از پرتقال خونی که اسیر شده اند در قاب دو فلز، تا آواره ی گوشهای دخترکی موبور باشند...
عاشق بدلیجات ست و هرروز گوشواره هایش را با رنگ لباسش ست میکند، پریسکا را می گویم...
میگفت اینها را در سفرش به لندن دیده و یک لحظه هم تردید نکرده در خریدنشان..
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۹/۱۷ ساعت 11:57 توسط Baraneee
|