آخرین قطار...
این شعریه که مدام تو ذهنم تکرار میشه:
اران که می بارد تو می آیی
بارانِ گل ، بارانِ نیلوفر
باران ِمهر و ماه و آئینه
بارانِ شعر و شبنم و شبدر
باران که می بارد تو در راهی
............
دلبر اما نمیداند انگار، نمیداند باران که میبارد، باید بیاید
باران سالهاست که باریده
و
دلبر، انگار که خواب مانده باشد و جا مانده باشد، درست از آخرین قطار این حوالی...
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۱/۲۹ ساعت 22:23 توسط Baraneee
|