عسل بانو متنی فرستاده بود که نوشته بود:

حضور بعضی ها در زندگی

دانه "انگور" است!

ماندنشان "تقدیر" را

به "مستی" می کشاند...

و من براش نوشته بودم:

آری، تقدیرت را به مستی می کشانند اینها، بسان کهنه شرابی هزار و اندی ساله، که دیدنشان هم و نه حتی نوشیدنشان، با تو چنان می کند که همه عمر برنداری سر از آن خمار مستی...و کسی چه میداند، شاید مواج قهوه ای که من دیده بودم، بودنش، نه دانه ای،که هکتار هکتار خوشه انگور بود، پر بار و رسیده...