می شود؟
می شود لابلای آن تارهای به رنگ قهوه ات را بگردی، دلی جا مانده آنجا...
می شود دست دلمان را بگیری بیاوری درب منزل تحویل دهی ...
اینبار حواسمان را جمعتر میکنیم و دلمان را زنجیر میکنیم به قفسه سینه مان...
درست مثل خودکارهای روی میز بانکها...
نشانی اش را هم اگر خواسته باشی:
یک دل نازک کوچک که عجیب به بوی قهوه حساسیت دارد، مخصوصا اگر قهوه اش تلخ باشد و ناب باشد و هزار جور دیگری باشد که هیچ چیز دیگری نیست...
+ نوشته شده در ۱۳۹۵/۱۲/۰۴ ساعت 20:48 توسط Baraneee
|