بازرار نوردی ها هم عالمی دارد...
بابانوئلی غول پیکر که حاصل بازارنوردی های پیگیرانه ی دوستان بود و محصول شکسته شدن قیمتها در اولین روز باز شدن مغازه ها پس از چندین روز متوالی تعطیلی...
شکلات نیکلاس هم که همان غافلگیری شیرینِ درون کفش بوده و از طرف صاحبخانه، این کاشانه ی کوچک اما حکایت دیگری داشت: میشود گفت به نوعی جا عودی بود، سقفش برداشته میشد و داخلش جایی برای ذغالی مخصوص داشت، ذغال که روشن میشد و گر میگرفت، سقف را نصب میکردی و آنوقت دودی سفیدرنگ و معطر بود که از دودکش خانه به هوا برمیخواست و روشنایی آتشی که از پنجره ها هویدا بود و این تمام چیزی بود که حس کاشانه ای گرم را در ذهن سنتی گرای من تداعی میکرد...
+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۱۰/۱۵ ساعت 11:0 توسط Baraneee
|